نگرانی آمریکا و غرب از فروپاشی نظام تک قطبی به واسطه قدرت‌های نوظهور

0

جهان سالیان متمادی است که تحت سلطه و کنترل غرب با شعار نمادین نظم نوین جهانی مدیریت می‌شود و آنچه در دنیا اتفاق می‌افتد نتیجه هژمونی غرب به رهبری ایالات متحده آمریکا است که در اتاق فکر این کشور طرح‌ریزی می‌شود؛ اما در این سال‌ها که قدرت های نوظهور شکل گرفته‌اند و دنیا در حال شکل گیری دو قطبی و یا چند قطبی شدن می باشد اتاق فکر آمریکا مدت هاست به فکر جلوگیری از این اتفاق و حفظ قدرتش افتاده است و برای رسیدن به این امر از هیچ تلاشی دریغ نکرده است.

نظریه‌پرداران غربی و مشاوران کاخ سفید سال‌ها قبل، از رشد شگفت انگیز اقتصادی چین و تصاحب جایگاه آمریکا هشدار داده بودند و همچنین از قدرت گیری مجدد روسیه پس از فروپاشی شوروی سابق و رشد قدرت های نوظهور همچون ایران ابراز نگرانی کرده بودند و راهکار آن‌ها برای کنترل و به عقب راندن این کشورها، هدف قرار دادن اقتصاد آن‌ها از طریق تحریم و جنگ با همسایگانشان بوده است.
از همین رو نفوذ ناتو به خطوط قرمز روسیه و مجبور ساختن روسیه بر جنگ با اوکراین و شعله ور ساختن آتش جنگ میان این دو کشور، دامن زدن به اختلافات میان چین و تایوان و جنگ احتمالی میان آن دو، تفرقه اندازی میان ایران و همسایگانش و تلاش برای جنگ میان آن ها از تلاش ها و تصمیمات شوم آمریکا برای تک قطبی ماندن نظام جهانی است.

با این وجود سفر جو بایدن در خاورمیانه و کشورهای عربی که با هدف کنترل برنامه هسته‌ای ایران اعلام شده بود در حقیقت تلاش و تکاپو برای جلوگیری از نفوذ قدرت چین، ایران و روسیه بوده است. بایدن در دیدار با بن‌سلمان ولیعهد عربستان و سایر پادشاهان کشورهای عربی و ‌همچنین پس از نشست با مقامات اسرائیلی تلاش نمود با همسو کردن این کشورها برای کنترل هرچه بیشتر خاورمیانه در راستای منافع واشنگتن عمل نمایند.
جو بایدن به خوبی دریافته است که نفوذ چشمگیر ایران در منطقه و در کشورهای شرقی که به قدرتی نو ظهور تبدیل شده است که با وجود تحریم های شدید بین المللی و فشارهای خارجی در عرصه علمی، نظامی، سیاسی و اقتصادی رشد قابل توجهی داشته است و بسیاری از اهداف سلطه طلبانه غرب و ایالات متحده را خنثی ساخته است.

در همین راستا کشور چین که ایدئولوژی کمونیستی دارد و نظام حکومتی این کشور بر مبنای اصول کمونیسم استوار است، با وجود نظام حاکم لیبرال که بر جهان سایه افکنده، در کنار آن رشد نمود و رشد چشمگیر این کشور در عرصه تجارت جهانی با وجود مانع مستحکمی همچون ایالات متحده آمریکا به واسطه جمعیت انبوه این کشور و مدیریت و بهروه وری مفید از این فرصت همراه با پیشرفت چشمگیر در عرصه علم و تکنولوژی جایگاه این کشور را در دنیا دگرگون ساخته و در آینده‌ای نزدیک قدرت اول در عرصه جهانی خواهد شد.
کشور روسیه نیز پس از شکست شوروی سابق در برابر آمریکا در دوران جنگ سرد، همچنان ایدئولوژی کمونیستی خود را حفظ کرده و در این سال‌ها تلاش نمود تا اقتدار روسیه را بازگرداند و این کشور هم با نظام لیبرال، که نظام حاکم جهانی است خود را هماهنگ ساخت و با جهان روابط و مبادلات تجاری وسیعی ایجاد کرد؛ طوری که با وجود تحریم های غرب علیه این کشور پس از جنگ با اوکراین بیشترین لطمه را بالعکس غرب و اروپا خورده است، دلیلش نیز وابستگی شدید نفت وگاز اروپا روسیه می باشد و قطع صادرات گندم اوکراین به دلیل جنگ، روی هم سبب شده تورم و مشکلات فراوانی در غرب ایجاد گردد.

بنابراین در مجموع می توان گفت روسیه،چین و ایران مخالف تشکیل جهان تک قطبی هستند که در آن اراده یک گروه محدود از کشورها بر کل جامعه جهانی تحمیل شده و تصمیمات آن الزام‌آور است. جهان تک قطبی به معنای رد کامل مفهوم حاکمیت دولتی و استقلال است.
رویدادهای اوکراین و انجام عملیات نظامی توسط روسیه نشانگر مرحله جدید مبارزه برای تشکیل نظم جهانی است که در آن هر یک از کشورهای مذکور نقش منطقه‌ای مهم خود را خواهند داشت. تنها یک دولت مستقل قدرتمند که تصور روشنی از هدف،نقش و اهمیت خود در تمدن جهانی داشته باشد، می‌تواند آینده ای در نظم نوظهور جهانی داشته باشد.
نشست سه جانبه روسیه ایران و ترکیه در تهران و حضور صمیمانه پوتین در تهران صرفا برای موضوغات سوریه نبوده و به خوبی نشان داد که ایران و روسیه در برابر تحرکات غرب، آمریکا و متحدانشان هوشمندانه عمل می‌کنند و همانطور که نقشه های آن‌ها را در سوریه شکست دادند، این بار به دنبال ائتلاف شرقی علیه سلطه جویی غرب هستند و در منطقه وضعیت راهبردی و ژئوپلیتیکی مطلوبی برای ایران و متحدانش در حال شکل گیری است ‌همچنین در جهان برای روسیه و چین این وضعیت مهیا می‌باشد که آن‌ها باید با در نظر گرفتن چشم اندازهای بلندمدت، آن را به طور سیستماتیک محقق کند.

پاسخ دادن

دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را وارد کنید