ولادت با سعادت کریم اهل بیت عصمت وطهارت امام حسن مجتبی علیه السلام

0

بسم الله الرحمن الرحیم
قل لا أسئلكم عليه أجرأ الا المودة في القربى ومن يقترف حسنة نزد له فيها
ولادت با سعادت کریم اهل بیت عصمت وطهارت امام حسن مجتبی علیه السلام
درشب سه شنبه نیمه ی ماه مبارک رمضان سال سوم هجرت واقع شده
ازحضرت امام زین العابدین علیه السلام روایت است ؛ چون امام حسن مجتبی علیه السلام متولد شد ؛ حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها ؛ به حضرت امیر المئومنین علی علیه السلام ؛ گفت اورا نام بگزار ؛ گفت سبقت نمی گیرم درنام او برحضرت ؛ رسالت صلی الله علیه وآله وسلم ؛ پس اورا درجامه ی سفیدی پچید ؛ وبه روایت دیگر زبان مبارک را به دهان اش گزاشت ؛ پس از حضرت امیر سئوال نام گزاشته ای ؛ آن حضرت فرمود بر تو سبقت نخواهم گرفت درنام ؛ حضرت رسول صلی الله علیه واله وسلم ؛ فرمود ؛ من سبقت به پروردگارخودم نمی گیرم ؛ پس حق تعالی امرکردبه جبر ئیل که از برای محمد صلی الله علیه وآله وسلم ؛ پسر ی متولد شده است ؛ برو به سوی زمین ؛ سلام مرا به اوبرسان وتهنیت ومبارک بادبگوی وبگو که علی نسبت به تو به منزله هارون است است به موسی ؛ پس اورا مسمی کن به اسم پسر هارون ؛ جبرئیل برآن حضرت نازل شد وآن حضرت را مبارک باد گفت وگفت ؛ حق تعالی فرموده که این مولود را به اسم پسر هارون نام کن ؛ اسم او چی بوده ؛ جبرئیل فرمود اسم او ؛ شبر بوده ؛ حضرت فرمود لغت من عربی است ؛ جبرئیل فرمود اورا حسن نام کن ؛ امام حسن مجتبی علیه السلام زندگی اش سراسر آست ؛ امام حسن مجتبی ؛ علیه السلام ؛ درزمان خود ازهمه ی مردمان عبادت وزهدش بیشتر بود؛ وافضل مردم بود هرگاه سفر حج پیاده می رفت وگاهی با پای برهنه راه می پیمود ؛ وقت مسجد می رفت نزد در مسجد می رسید ؛ سرراه بسوی آسمان بلند می کرد ومی گفت ؛ الهي ضيفك ببابك يامحسن قد أتيك المسئ ء فتجاوز عن قبيح ماعندي بجميل ماعندك ياكريم
یعنی ای خدای من این مهمان تواست ؛ که به درگاه تو استاده ؛ ای خداوند نیکوکار به نزد تو آمده بنده ی تبهکار پس درگزرازکارهای زشت ونا ستوده ی من ؛ به نیکی های خودت ای کریم ؛ امام جعفرصادق علیه السلام روایت کرده است ؛ امام حسن مجتبی علیه السلام ؛ بیست پنج مرتبه پیاده به حج رفت ؛ سه مرتبه اموال را به راه خدا قسمت کرد برای فقراء ؛ که نصف آن را خود برداشت ونصف دیگر راه به فقراداد؛
امام حسن مجتبی درشرایط دشواری زندگی میکند ؛ درعوض اینکه مردم برایش عزت مئومنین بگوید ؛ توهین اش کردن ناسزا میگفتن ؛ حلم آغارا نگاه کنید مردی اهل شام به حضرت نا سزا میگه وناسزای فراوان گفت ؛ وحضرت خشمناک نشد ؛ وقت مردی شامی ازدشنام دادن فارغ شد ؛ ان گاه روکرد برآن مردسلام کرد وخنده نمود ؛ رهبریت درجامعه این است ؛ نه با خشونت ؛ نه برخورد شکننده بامردم ؛ فرمودای مرد؛ گمان میکنم غریب می باشی ؛ اگربرهنه هستی ترا می پوشانم ؛ واگرمحتاج باشی تورا بی نیاز میکنیم ؛ اگررانده شده ای تراپناه میدهیم ؛ اگرحاجتی داری حاجتت را بر آورده میکنیم ؛ وقت مردی شامی این سخنان را دید بر خورد را دید اخلاق را دید مهربانی را دید ؛ گریست وگفت شهادت میدهم که تو خلیفة الله هستی در روی زمین وخدابهتر میداند که رسالت وخلافت را درکجا قرار دهد ؛ پیش ازان که ترا ملاقات کنم ؛ تووپدرت دشمن ترین خلق بودید نزد من ؛ والحال محبو بترین خلق خدائید نزد من ؛ پس بارخودرا به خانه آن حضرت فرود آوردوتا درمدینه بودمهمان آن جناب بود؛ واز محبان معتقدان خاندان نبوت واهل بیت رسالت گردید ؛ نحوه هیدایت کردین است ؛ نه باسرنیزه نه باستم نه به زور نه به جبر ؛ امام حسن مجتبی دشمنان زیادی دارد هم دشمن بیرونی دارد؛ هم دشمن خانگی دارد ؛ بیرون را میشه حل کرد ؛ دشمن خانگی زنش ؛ جعده ملعونه ؛ که توسط عمال وتردستان بنی امیه ؛ آن حضرت را زهر میدهد ؛زندگی اجتماعی امام که باهزاران مشکلات ها توهین ها تحقیر ها سپری میکند
منتها
زندگی ؛ سیاسی امام هم اسرار دارد؛ بعداز شهادت پدرش امیرالمئومنین علی علیه السلام ؛ حضرت امام حسن مجتبی علیه السلام ؛ برمنبر آمد ؛ خطبه ی بلیغ مشتمل برمعارف ربانی وحقایق سبحانی ادا نمود ؛ فرمود مائیم حزب الله که غالبیم ؛ مائیم عترت رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم ؛ که ازهمه کس به آن حضرت نزدیکتریم ؛ مائیم اهل بیت رسالت که ازگناهان وبدیها معصوم ومطهریم ؛ مائیم ؛ دوچیزبزرگ که حضرت رسالت ؛ صلی الله علیه وآله وسلم ؛ به جای خوددرمیان امت گزاشته است ؛ وفرمود انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی ؛ مائیم که حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم ؛ مارا جفت کتاب خدا گردانید ؛ وعلم تنزیل وتآویل قرآن را به ماداد ؛ ودر قرآن به یقین سخن می گوئیم وبه ظن و گمان تآویل آیات ان نمیکنیم ؛ پس اطاعت کنید مارا ؛ که اطاعت مااز جانب خدا بر شما واجب شده است ؛ واطاعت مارا به اطاعت خود خ ورسول خودمقرون گردانیده است ؛ وفرموده است ؛ يا أيها الذين أمنو أطيعواالله وأطيعو الر سول وأولي الأمر منكم ؛ پس حضرت فرمود ؛ دراین شب مردی از دنیا برفت ؛ که پشینیان براوسبقت نگرفتند به عمل خیری وبه اونمی توانند رسید بندگان درهیج سعادتی که جهاد می کرد با حضرت رسالت (ص ) وجان خودرا فدای او میکردفرمود منم فرزند بشیر ؛ منم فرزند نذیر ؛ منم فرزنددعوت کننده بسوی خدا ؛ منم فرزند سراج منیر ؛ منم ازاهل بیتی که حق تعالی درکتاب خود مودت ایشان را واجب کرده است ؛ قل لأاسئلكم عليه أجرأ الا المودة في القربى ومن يقترف حسنة نزد له فيها حسنأ
وحضرت مدت ده سال با معاویه صلح کرد
که معاویه با تعهدش عمل نکرد
دنبال دسیسه بود تا اینکه حضرت را به واسیطه زهر توسط جاسوسان درخانه امام نفوذ کردن ؛ وجعده ملعونه امام را زهر داد به شهادت رسانید

پاسخ دادن

دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را وارد کنید