زنان و روشنفکری در افغانستان

0

اگر روشنفکری را به حوزه‌ها تقسیم بندی کنیم، به روشنگری از حوزه جنسیت بنگریم، یکی از حوزه‌های مهم در روشنفکری زنان افغانستانی است.

به همان پیمانه که نیاز داریم تا زنان در بخش‌ها و عرصه‌های دیگر توانمند شوند و برابر باشند دو چندان روشنفکری میانِ زنان افغانستانی باید تقویت گردد. روشنفکری به معنی عام و روتین سوادِ خواندن و نوشتن نیست، همین‌که افراد بتوانند زندگی شان درست مدیریت کنند، بصورت خصوص زنان یک گام به طرف روشنفکری زنانه نهاده‌ایم. سلبریتی شدن بخاطر جنسیت زنان و شهرت یافتن زنان بصورت بی‌رویه بحث روشنگری زنان را تحت شعاع قرار می‌دهد/داده است. اکثرا زنان در افغانستان با یافتن شهرت و بدست آوردن جایگاه اجتماعی و حکومتی دچار توهم دانایی می‌شوند. یکی از چالش‌ها فراروی روشنفکری زنان در افغانستان توهم دانایی زنانی است که مشهور می‌شوند. شهرت یافتن و موقف گرفتن مشکلِ کلان در برابر گسترش روشنگری زنان است. از توهم دانایی و عقلِ گرفتن و خردِ جمعی را نادیده گرفتن که بگذریم دوباره به نقطه‌ی می‌رسیم که توهم روشنفکرانه می‌شود از آن نام برد. توهمی که اکت‌ و ادعای روشنفکرانه در می‌آوریم و بی آنکه متوجه شویم که دچار اختلالات روانی شده‌ایم. افغانستان از جمله کشورهایی است که توهم به عنوان یک از نشانه‌های اساسی اختلالات روانی در میان بیشترین روشنفکران و چهره‌های قابل حساب‌اش دیده می‌شود، این توهم از آنجا پیدا می‌شود که بر چیزهایی اصرار صورت می‌گیرد که اصلا واقعیت خارجی ندارد.
یکی آن مواردِ که واقعیت خارجی ندارد و روشنفکران و کارشناسان روی آن بحث می‌کنند گروهی به نام داعش و شاخه‌ی خراسان داعش است. مانند این مورد، مواردی فراوانی را می‌توان فهرست کرد که روشنفکران مان بدون این‌که آگاهی و اطلاع داشته باشند در یک وضعیت فانتزی از آن سخن می‌کنند. زنان در کنار مردان و افراد در مجموع در یک چنین حالتی قرار دارند.

زنان در صف نخست قربانی تاریک اندیشی و دگم اندیشی قرار دارند، همان‌طوریکه نخستین قربانیانِ جنگ هستند. گاهی آدم واقعا به این فکر فرو می‌رود که تاریخ خوب نگاشته نشده‌ است یا که ما همین حال خود تاریخ زنده‌ایم و تاریخ فردای نسل‌های آینده‌ای مان را همین امروز می‌نوسیم و خودمان را به کوچه حسن چپ زده‌ایم و قبول نداریم واقعیت را بپذیریم و اعتراف کنیم به جرم و جنایت، قساوت، بدبختی و خشونت، قتل و قتال، ظلم و ستم و هزاران کارهایی بدی دیگر که از جانب افراد قوم که خودمان به آن پیوند داریم صورت گرفته است. روشنفکران زنان به کالبد شکافی و تقویت نیاز دارد. زنان به باز تعریف روایت‌های که موجب توسعه نیافتگی می‌شود ضرورت دارند.

زنان در یک بخش قربانی متفاوت‌تر می‌پردازند و آن این‌که روشنفکران جامعه‌ای افغانستانی در کل یک نوع نهلیستی آشفته‌تری را بیشتر از هر زمانی دیگر به تجربه می‌گیرند. این پوچ‌گرایی ما را از انتر وپولو اندک اندک دور می‌کند، از یک طرف تاریخ نگاران اینجا نقل و قول‌های نوعی از روایت‌های دگماتیسم را به خورد مان داده‌اند. فرهنگ سیاسی سنتی مبتنی بر قوم و تبار بیشتر از تاریخ نویسان معاصر بر نخبه‌گان، روشنفکران و سیاستمداران آرمانی تاثیر گذار بوده‌ است و این واقعیت انکار در جامعه‌ای که روشنفکران خورمالیست بیشتر شوند جامعه و تاریخ به سمت و سوی دچراتیزه می‌رود. فراموش نکنیم که روایت‌های نادرست امروز و تاریخی باعث می‌شود تا انحراف در افکار شکل گیرد و توهم به میان آید و این توهم خواسته و ناخواسته بی‌بند و باری موجب می‌شود در جامعه آنارشیسم ناخودآگاه و غیر قابل تحمل از دست همین روشنفکران، نخبه‌گان و سیاستمداران باسواد و چیز فهم اتفاق می‌افتد. در یک چنین وضعیت لجام گسیخته و ناهنجار و نارسائی‌های جماعت مورد نظر فرقه گرایی، راسیزم و آپارتاید در برابر برابری و برادری به میان می‌آید یعنی کاسمپولیتاتیسم دقیقا در همین وضعیت در جامعه‌ای افغانستانی قرار دارد. این مسوولیت سنگین جامعه‌ای روشنفکری و نخبه‌گان سیاسی است تا بگونه‌ای جدی بدان توجه کنند. این همه توهم را می‌توان از طریق رویکرد دیالکتیک در قالب یک گفتمان بزرگ ملی زدود، پیام‌های نجات‌بخش و آزادی‌بخش را جامعه داد و در پی اصلاح نظام بر آمد در یک چنین وضعیتی برآشفته و بد نیاز داریم تا همگرایی و همدلی میان نخبه‌گان و چهره‌های معتدل سیاسی و روشنفکری شکل بگیرد. زنان در اعتدال‌گرایی و بیزاری از نفرت پیشقدم هستند و این روحیه می‌تواند روشنگری را تقویت ببخشد.

زنان افغانستان باید وارد گفتمان‌های کلان جهانی با توجه به زمینه‌ی مناسب دسترسی به اطلاعات و موضوع جهانی شدن دارند. روشنفکری زنان در افغانستان را از سلبریتی‌ها و ستاره‌های رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی و هنرمندان زن تفکیک کنیم. هر فرد و هر زنی فعال رسانه‌ای، فعالان مدنی و شبکه‌های اجتماعی و هنرمندان حوزه‌ی موسیقی و رسانه‌ها حق دارند روشنفکر باشند، اما روشنفکری زنان افغانستانی به این افراد خلاصه نمی‌شود ما ضرورت داریم تا بحث‌ها را بازتر کنیم و روشنگری را در میانِ زنان عام و توده‌ها گسترش دهیم.

کریستال بیات

پاسخ دادن

دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را وارد کنید