نگاهی توصیفی به توسعه در افغانستان

0

    تنها کشور آسیایی که تا حدی با جریان رشد قرن های نوزده و اوایل قرن بیستم میلادی غرب همراه شد کشور ژاپن بود. بعد از رنسانس که انقلابی فکری در اروپا رخ داد، پتانسیل های فراوان این ملل، شکوفا و متجلی گردید، اما متاسفانه در همین دوران، کشورهای شرقی روند روبه رشدی را تجربه نکرده و بعضا سیری نزولی طی نمودند. البته بعضا حرکت های مقطعی و موردی در این کشورها صورت گرفت، اما از آنجا که با کلیت جامعه و فرهنگ عمومی تناسب کافی را نداشت، مورد حمایت واقع نشد. اشخاصی چون امان الله خان در افغانستان، مصطفی کمال آتا تورک در ترکیه و محمدتقی خان امیرکبیر در ایران، نمونه ای از این دست اند.

   شکست های متعدد طرح های توسعه در کشورهای در حال توسعه دو نکته ی مهم را در بر داشت اول اینکه توسعه بایستی متناسب با بافت فرهنگی و اجتماعی جامعه ی هدف باشد امری که اصطلاحاً به عنوان درونزا بودن توسعه شناخته می شود؛ دوم اینکه توسعه در صورتی رخ می دهد که امری پایدار باشد و بهبودی نسل های بعدی را نیز در بر گیرد. چنین نتایجی سبب شد تا معرفی واژه توسعه پایدار(Sustainable development) در ادبیات زیست محیطی در گزارشی تحت عنوان آینده مشترک ما، یا گزارش برانتلند، در آوریل ۱۹۸۷ مطرح گردید ولی کاربرد اصطلاح توسعه پایدار برای اولین بار در اواسط دهه ۱۹۷۰ به خانم بارباراوارد نسبت داده می شود. این مفهوم کلی با استراتژی حفاظت جهانی به طور گسترده ای مطرح شد تا حفاظت از منابع طبیعی و محیط زیست را در راستای ایفای نقش بهتر در جهت رفاه انسانی به نحو مطلوب، مدیریت نماید.کنفرانس ها و نشست های مختلفی برای چاره اندیشی بر بحران جهانی محیط زیست تشکیل شده که یکی از مهمترین آنها اجلاس سال ۱۹۹۲ ریودوژانیو با دستور کار ۲۱  به صورت برنامه کار سازمان ملل برای قرن ۲۱ می باشد.( ضرابی و اذانی، ۱۳۸۰).

    افغانستان از جمله کشورهای آسیایی است که گام هایی در جهت توسعه برداشته است. نخستین بار  امان الله خان بعد از سفر شش ماهه اش به کشورهای اروپایی در سال های ۸-۱۹۲۷ دست به اقداماتی توسعه طلبانه از جمله ساخت مدارس در کابل و دیگر شهرها، ایجاد مدارس عالی با مدرسان فرانسوی، ارسال جوانان خصوصاً دختران به اروپا جهت ادامه ی تحصیل و برخی دیگر اقدامات انکشافی که به دلیل افراطی بودن آن و عدم توجه به بافت فرهنگی- اجتماعی جامعه چندان دوام نیاورد. بعد از آن نادرشاه، ظاهرشاه و داوودخان هر کدام دست به اقداماتی زدند که باعث شد کابل در آن دوره در بین کشورهای منطقه به عنوان کشوری پیشرفته و توسعه یافته شناخته شود اما این امر چندان دوام نیافت چراکه با روی کار آمدن کمونیست های خلقی در تابستان سال ۱۹۷۸ کشور وارد مرحله ی جدیدی شد، دوره ای که به علت بروز جنگ های فرسایشی، زیرساخت های کشور در آستانه ی نابودی قرار گرفته و دچار نابودی شدند. امروزه هم با حضور تروریست ها و مرتجعین افراطی و  به دنبال آن گسترش نا امنی در جامعه از یک سو و گسترش فساد اداری و سیستماتیک در کشور  از سوی دیگر توسعه به امری نا ممکن تبدیل شده است.

تعریف توسعه

   مفهوم توسعه به مانند سایر پدیده های انتزاعی در علوم انسانی در معانی متعددی بکار رفته است که هر کدام بنا به دیدگاهی که ارائه داده اند جنبه ای از این واقعیت را نمایان ساخته و تعریف کرده اند. برخی به جنبه های اجتماعی مفهوم توسعه پرداخته و توسعه را تغییر اساسی در ساخت اجتماعی یا تغییر در عقاید و نگرش های مردم تعریف کرده اند (تودارو،۱۳۸۶؛ سیزر، ۲۰۰۱)؛ برخی دیگر بر جنبه های اقتصادی-انسانی آن تأکید داشته و توسعه را غلبه بر دردهای بشری بویژه سوء تغذیه، فقر و بیماری دانسته اند(برنشتاین، ۱۹۹۹) یا انتقال نیروی انسانی از بخش سنتی به بخش مدرن(لوئیز، ۲۰۰۶ به نقل از یوسفی، ۱۳۹۴). به طور کلی می توان تعاریف توسعه را بنا به جنبه هایی که مورد تأکید قرار دادند در ۵ بخش دسته بندی نمود:

۱- تعاریفی که معطوف به اهداف و پیامدهای توسعه اند مانند کاهش فقر، نابرابری و بیکاری و … .

۲- به لحاظ جهتی که می تواند توسعه در بر داشته باشد.

۳- تعدادی معطوف به روش ایجاد توسعه اند. مانند تغییر عادات و عقاید.

۴- به لحاظ سطح تغییر.

۵- جنبه ی بیرونی و درونی بودن توسعه.

با بررسی تعاریف مختلف توسعه این نتیجه بدست آمد که توسعه متضمن سه معناست:

الف) توسعه آمیخته به ارزش(valuative) است و اهداف توسعه تحت تأثیر نظام ارزشی و ایدئولوژیک جامعه است.

ب) توسعه دلالت بر بهبودی(improvement) دارد و به عنوان امری مطلوب تلقی می شود.

ج) توسعه یک پدیده جمعی (collective) و فراگیر است و اراده ی جمعی در ایجاد و تداوم آن ضرورت دارد.

د) توسعه یک امر پایدار(sustainable) و همه جانبه(multidimensional) است و نسل های بعدی را نیز در بر می گیرد.

    با توجه به تعاریف انجام شده از توسعه و آنچه گفته شد، تعریفی که به لحاظ منطقی جامع و مانع بوده و همه ی جنبه های این پدیده را در بر بگیرد این است که توسعه تغییری فراگیر، مستمر و بهبودمند بوده که تغییر ارزش های جامعه را به همراه دارد.

بررسی برخی شاخص‌های توسعه در افغانستان

الف- توسعه‌ی انسانی

   از جمله شاخص های ترکیبی است که هر ساله توسط بانک جهانی با هدف بررسی وضعیت کشورها به لحاظ بیان کیفیت زندگی شهروندان یک کشور ارائه می شود. این شاخص با مطالعه ی معیارهایی چون زندگی طولانی و سالم، سطح دانش و برخورداری افراد از استاندارهای زندگی مفهومی تحت عنوان توسعه ی انسانی را مطرح می سازد.

معیارهایی که در این شاخص مورد بررسی قرار میگیرد به قرار زیر است:

۱- میزان امید به زندگی در ابتدای تولد

   این شاخص بیانگر میزان برخورداری افراد از سلامت و بهداشت را مشخص می سازد و نشان می دهد یک فرد به هنگام تولد تا چه سنی از احتمال زندگی برخوردار است. کشورهایی چون هنگ کنگ، ژاپن، اتریش با داشتن به ترتیب ۸۴٫۱ ، ۸۳٫۹ و ۸۳٫۵ دارای بیشترین نرخ امید به زندگی در بدو تولد می باشند. آمارهای سال ۲۰۱۸ در مورد افغانستان نشان می دهد که این میزان روندی صعودی و افزایشی نسبت به سال های گذشته داشته است، اما با این وجود نرخ  ۶۴ سال بیانگر آن است  که این کشور دارای سطح نسبتاً پایینی از بهداشت و سلامت برخوردار است.

نمودار ۱- میزان امید به زندگی در بدو تولد در افغانستان  بین سال های ۲۰۱۶-۱۹۶۰

۲- وضعیت تحصیل

   این معیار خود از دو معیار میانگین سال های تحصیل و میزان سال های مورد انتظار تحصیل تشکیل شده است. میانگین سال های تحصیل در افغانستان حدود ۳٫۸  سال و میزان سال های مورد انتظار ۱۰٫۸ سال میباشد. این میزان های بیانگر پایین بود سطح تحصیلات جامعه می باشد. برای حل چنین مسأله ای برخی کشورهای در حال توسعه از طریق گسترش آموزش های همگانی برای تمامی سنین در دوره ای کوتاه مدت توانستند وضعیت تحصیل را در جامعه شان بهبود دهند.

۳- سرانه ی درآمد ناخالص ملی

   این شاخص میزان درآمد یک فرد در طول یک سال را بر حسب دلار نشان می دهد. در سال ۲۰۱۷، این شاخص در کشور حدود ۱۸۲۴ دلار در سال بوده است. از این رقم چنین بر می آید که میانگین درآمد یک فرد در روز تقریباً ۵ دلار است؛ با توجه به آمارهای سازمان بهداشت جهانی در مورد میزان میزان فقر در کشور و کودکان در معرض سوء هاضمه  ناخالصی این نرخ را نشان می دهد چنین امری ناشی از میزان نابرابری بالا در کشور است بصورتی که اقلیتی ثروتمند دارای بیشترین میزان درآمد و اکثریت فقیر که از کمترین میزان درآمد برخوردارند.

   ترکیب معیارهای بالا با یکدیگر در نهایت ما را به شاخص توسعه انسانی می رساند. کشور افغانستان با نرخ ۰٫۴۹۸ در مرتبه ی ۱۶۸م از میان ۱۸۹ کشور مورد مطالعه ی بانک جهانی، جزو کشورهای با توسعه ی انسانی پایین قرار دارد. این درحالی است که کشورهای همسایه ی افغانستان همچون هند، پاکستان، تاجیکستان  و ایران به ترتیب در رتبه ی ۱۳۰،۱۵۰، ۱۲۷ و ۶۰ این شاخص قرار دارند.

ب- توسعه ی اجتماعی

   با توجه به عدم توانایی علم برای شناسایی تمامی ابعاد زندگی اجتماعی که با بقاء و زوال یک جامعه ارتباط می‌یابد، مفهوم توسعه‌ی اجتماعی مفهومی سیّال است و با گسترش دانش بشری پیرامون مخاطراتی که بقای جوامع انسانی را تهدید میکنند این مفهوم ابعاد گسترده‌تری می‌یابد. از این منظر جوامعی از نظر میزان توسعه‌ی اجتماعی در سطوح بالاتری قرار دارند که در مقایسه با سایر جوامع از نظر مواجهه با پیچیدگی‌های محیطی عملکردها و واکنشهای بهتری دارند و در نتیجه احتمال بقای خود را در مقایسه با سایر جوامع افزایش داده‌اند. به نظر می‌رسد این تعریف از جهاتی از مزیّت‌هایی در مقایسه با سایر تعاریف ارائه شده برخوردار است. نخست اینکه با مبتنی کردن مفهوم توسعه‌ی اجتماعی بر یک نیاز بنیادین و مشترک در میان انسانها و جوامع انسانی، تا حدود بسیاری از نگرش‌های ارزشی که در بعضی موارد بر سایر تعاریف ارائه شده به شدّت حاکم است و از این رو تعمیم آنها به جوامع مختلف را با مشکل مواجه می‌کند دوری می‌نماید. در ثانی با در نظر داشتن پیچیدگی‌های محیطی کلیه‌ی ابعادی که در تمامی تعاریف خاص ارائه شده از توسعه‌ی اجتماعی ذکر شده را در بر می‌گیرد(فاضلی، ۱۳۹۲).

   شاخص‌های توسعه اجتماعی در ديدگاه‌های صاحب نظران جامعه‌شناسی کلاسیک و معاصر به طور ضمنی و صريح مطرح شده است. به طور مثال دورکیم با دسته‌بندی جوامع به سنتی و صنعتی يا مدرن به ويژگی هر دو می‌پردازد که تخصص، انسجام، و نظم ارگانیک در جوامع مدرن به عنوان شاخص‌های توسعه اجتماعی قابل تامل است(تولایی،۱۳۸۸: ۶۳).

   به طور کلی می‌توان شاخص‌های توسعه اجتماعی را به دو دسته ی کمی و کیفی تقسیم کرد. عمده ترين شاخص‌های کیفی توسعه‌ی اجتماعی، عبارتند از: آزادی انتخاب يک جامعه(به اين معنا که جامعه برای برآوردن خواسته‌های خود راه حل‌های مختلفی را دراختیار دارد و از آزادی انتخاب برخوردار است ) آرمان‌های نوسازی(شامل منطقی بودن برنامه‌ريزی اقتصادی- اجتماعی، برابری اقتصادی- اجتماعی و نمادها و برداشت‌های اصلاح شده است که برای رشد پايداری اقتصادی- اجتماعی لازم است ) اراده‌ی سیاسی(منظور از آن تصمیم قاطعانه، آگاهانه، هدفدار، مستقل، نتیجه‌گیری‌ها و انتخاب‌های مشخص سیاسی در زمینه‌هايی نظیر ازبین بردن نابرابری، فقر و بیکاری از طريق اصلاحات مختلف در ساخت‌های اجتماعی، اقتصادی و نهادی است ) عزت نفس(هنگامی که نظام‌ها و نهادهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی در هر جامعه، در جهت افزايش احترام، ارتقای شان، کمال و خود تصمیمی مردم آن جامعه فعالیت کنند، سبب می‌شود تا با رشد عزت نفس مردم، آن‌ها به خود و جامعه احترام بگذارند و ضمن احترام به آزادی خود و ديگران، بتوانند عقايد مخالف خود را تحمل کنند) و ثبات و امنیت جامعه(لشکری،۱۳۹۱).

    عمده‌ترين شاخص‌های کمی توسعه اجتماعی نیز عبارتند از: تولید ناخالص سرانه امید به زندگی در بدو تولد(نمودار ۱)، نرخ رشد جمعیت، نرخ مرگ و میر کودکان نرخ باسوادی بهداشت و درمان، آموزش و پرورش، اشتغال کامل، توانمندسازی زنان، کیفیت زندگی، نوآوری و خلاقیت و منابع اجتماعی تولید کالا يا خدمات(لشکری، ۱۳۹۱).

    در جايی ديگر تولايی(۱۳۸۸) نیز شاخص‌های کمی توسعه اجتماعی را سطح زندگی، سطح بهره‌وری، میزان رشد جمعیت، میزان بار تکفل، امید به زندگی در بدو تولد، میزان باسوادی، میزان مرگ و میر کودکان، توزيع درآمد، مشارکت در فعالیت‌های اجتماعی، میزان پوشش انواع بیمه، منافع اجتماعی، تولید کالا يا خدمت و نوآوری يا خلاقیت عنوان کرده است(برغمدی، ۱۳۹۳).

   با توجه به تعدد شاخص ها در رابطه با سنجش توسعه اجتماعی، در ادامه به برخی از شاخص های کمی در مورد کشور افغانستان پرداخته می شود.

۱- میزان ثبتنام مدرسه

   این شاخص نشان می دهد که در جامعه ی افغانستان به ازای هر هزار نفر مرد تنها حدود ۱۲۳ نفر در مدرسه جهت تحصیل علم ثبت نام می کنند همین آمار برای زنان ۸۴ نفر است. چنانچه این آمار را در کنار میانگین سال های تحصیل قرار دهیم خواهیم دید که این میزان در دوره‌های بعدی تحصیل با ریزش فراوانی برخوردار خواهد بود.

 ‌‌

نمودار۲- میزان ثبتنام افراد در دوره‌ی ابتدایی به تفکیک جنس در سال ۲۰۱۷

۲- نرخ باروری نوجوانان

   این میزان بیانگر سن ازدواج و اولین دوره ی بارداری دختران در سنین ۱۵ تا ۱۹ سال را به ازای هر هزار نفر نشان می دهد. بر اساس این شاخص هر چه میزان این شاخص بیشتر باشد جامعه به لحاظ اجتماعی از توسعه پایین تری برخوردار بوده و سنت وجهه غالبی در این جوامع دارند. در نمودار ۳ این میزان در بین سال های ۱۹۶۰ تا ۲۰۱۷ مورد بررسی قرار گرفته است، این شاخص نشان می دهد که از سال های ۱۹۹۶ میزان باروری زنان در سنین نوجوانی روندی رو به کاهش داشته اند به طوریکه این نرخ از ۱۶۴ نفر به ازای هزار زن در سال ۹۶ به نرخ ۶۸ نفر در سال ۲۰۱۶ کاهش یافته است. با این وجود در مقایسه با روند جهانی همچنان فاصله ی زیادی دارد بطوریکه همین شاخص برای جهان در سال ۲۰۱۶، ۴۴٫۵ نفر بوده است.

نمودار۳- نرخ باروری زنان ۱۵ تا ۱۹ سال در کشور افغانستان در سال های ۱۹۶۰ تا ۲۰۱۷

۳- شاخص بیکاری به تفکیک جنس

   در بررسی میزان بیکاری گاهی درصد بیکاری نسبت به کل افراد جامعه سنجیده می شود که این شاخص ناخالصی بوده و رقمی غیر واقعی را نمایش می دهد، برای یافتن نرخ صحیح میزان بیکاری بایستی میزان بیکاری بر اساس افراد در سن اشتغال(۶۴-۱۵) که جویای کار هستند سنجیده شود؛ البته با توجه به ضعف سازمان های سنجش این اطلاعات در برخی کشورهای در حال توسعه مانند افغانستان نرخ بیکاری به صورت تخمینی با محاسبه ی نمونه های آماری مختلف نسبت به نیروی شاغل سنجیده می‌شود.

   مطابق با نمودار ۴، شاخص نرخ بیکاری در جامعه ی افغانستان نشان می دهد که در ۲۷ سال گذشته این نرخ روندی نسبتاً ثابتی را طی کرده است به این صورت که از ۱۱ درصد بیکاری مردان در سال ۱۹۹۱ به ۸درصد در سال ۲۰۱۷ رسیده است. همین میزان در همین دو سال برای زنان حدود ۱۴ و ۱۲ درصد بوده است. بالا بودن نرخ بیکاری زنان نسبت به مردان را میتوان ناشی از دو عامل، یکی گسترش تفکر مرد سالارنه در جامعه افغانستان که مانع از حضور زنان در عرصه ی اجتماع می شود، دیگری نبود قواعد و هنجارهای اجتماعی جهت اشتغال زنان خصوصاً زنان متأهل.

نمودار ۴– نرخ بیکاری بر اساس تخمین سازمان بین المللی کار به تفکیک جنس در سالهای ۲۰۱۷-۱۹۹۱

مطالعه ی شاخص های توسعه ی اجتماعی اگرچه روندی بهبودمند و مطلوبی را برای آینده ی کشور افغانستان نشان می دهد اما با مقایسه ی آن با  روند جهانی پایین است.

ج) توسعه اقتصادی

   بسیاری از اقتصاددانان تلاش کردند تلاش نموده اند تا معیارهای کمی و قابل اندازه گیری برای درجه توسعه یافتگی جوامع ارئه نمایند. برخی از اقتصاددانان نیز شاخص های کیفی برای اندازه گیری درجه توسعه یافتگی ارائه نمایند. شاخص های توسعه اقتصادی در طول زمان متکامل تر شده اند. برخی از شاخص ها مانند GNP نشان دهنده ی یک متغیر اقتصادی کلان است و برخی دیگر ترکیبی از متغیرها را در بر میگیرد. ترکیبی از شاخص های توسعه معرف بهتری از وضعیت توسعه اقتصادی و رتبه بندی کشورهاست. مهمترین شاخص های اندازه گیری این نوع توسعه عبارتند از:

۱-  شاخص درآمد سرانه

  از تقسیم درآمد ملی یک کشور (تولید ناخالص داخلی) به جمعیت آن، درآمد سرانه به دست می آید. این شاخص ساده در کشورهای مختلف، معمولا با سطح درآمد سرانه کشورهای پیشرفته مقایسه می شود.

نمودار ۵- محاسبه‌ی میزان درآمد سرانه‌ی کشور در سال‌های ۲۰۱۶-۱۹۶۰

   همانطور که نمودار۵ نشان می دهد میزان درآمد سرانه ی کشور در سال ۲۰۱۷ حدود ۵۸۵ دلار [آمریکا] در سال است، این در حالی است که میانگین درآمد سرانه ی دنیا ۱۰۷۱۴ دلار در سال می باشد. با قرار دادن این شاخص با دو شاخص ضریب GINI که میزان برابری درآمدی در کشور را محاسبه می کند و میزان بیکاری نشان می دهد که اکثریت مردم افغانستان به لحاظ اقتصادی در شرایط بحرانی قرار دارد. مسلما محاسبه قدرت خرید مردم در ادامه این مسأله را روشن تر ارائه خواهد داد.

۲- شاخص برابری قدرت خرید (PPP)

   از آنجاکه شاخص درآمد سرانه از قیمت های محلی کشورها محاسبه می شود و معمولا سطح قیمت محصولات و خدمات در کشورهای مختلف جهان یکسان نیست، از شاخص برابری قدرت خرید استفاده می شود. در این روش، مقدار تولید کالاهای مختلف در هر کشور، در قیمت های جهانی آن کالاها ضرب شده و پس از انجام تعدیلات لازم، تولید ناخالص ملی و درآمد سرانه آنان محاسبه می گردد.

   طبق آمارهای فکت بوک، نرخ برابری قدرت خرید بر اساس GDP در کشور، در سال ۲۰۱۷ حدود ۲۰۰۰ دلار بوده است، این رقم در مقایسه افغانستان با سایر کشورها بیانگر آن است که این کشور در رده ی ۲۰۷م از بین ۲۲۹ کشور مورد مطالعه قرار دارد.

۳- شاخص تولید ناخالص داخلی (GDP)

   یکی از شاخص های میزان رشد و توسعه اقتصادی است که میزان کلیه ولیدات داخلی یک کشور را بر اساس یک سال پایه محاسبه می کند و از این طریق وضعیت اقتصادی کشور نسبت به سال های قبل محاسبه می شود.

نمودار ۶- میزان تولید ناخالص داخلی افغانستان در سال های ۲۰۱۷-۲۰۰۷

   میزان GDP در سال ۲۰۱۷ حدود ۷٫۲۰ درصد است که رد حالی که در یک سال قبل آن یعنی ۲۰۱۶ این نرخ ۳٫۵۰ درصد را نشان می دهد که نرخ رشد بسیار پایینی است. در ده سال گذشته بیشترین رشد اقتصادی را کشور در سال ۲۰۰۹ با نرخ ۱۷٫۲۰ درصد تجربه کرده است.

   با توجه به نمودار بالا این نتیجه بدست می آید که اقتصادی کشور دچار وضعیت بی ثباتی است و این بیشتر ناشی از فعالیت گروه های تروریستی و ایجاد نا امنی در افغانستان است. نا امنی سبب می شود تا نه تنها مانع از  جذب سرمایه گذاران خارجی در کشور می شود بلکه عاملی است که سرمایه گذاران داخلی را نیز به سایر کشورهای منطقه دفع می کند. بر این اساس یکی از پایه های اصلی تولید یعنی سرمایه در کشور ضعیف شده و مانع افزایش تولید و ایجاد ثبات اقتصادی و در نتیجه توسعه ی اقتصادی در کشور می شود.

   با بررسی انواع توسعه مانند توسعه ی اقتصادی، توسعه ی انسانی و توسعه ی اجتماعی این مهم بدست می آید که اگرچه افغانستان مطابق شاخص ها روند رو به رشدی دارد اما چنین رشدی نسبت به میانگین جهانی آن بسیار پایین بوده و این بیانگر آن است که افغانستان در مسیر توسعه جزو آخرین کشورهایی خواهد بود که به توسعه دست پیدا کند.

منابع

۱- ازکیا، مصطفی؛ زنجانی، حبیب الله؛ سید میرزایی، سید محمد؛ برغمدی، هادی(۱۳۹۳)، بررسی سطح توسعه اجتماعی در شهر تهران، مجله مطالعات توسعه اجتماعی ایران، سال ششم، شماره چهارم، صص ۲۱-۷٫

۲- ازکیا، مصطفی و غلامرضا غفاری(۱۳۷۸)، جامعه شناسی توسعه، تهران: کیهان، چاپ هفتم.

۳- تولايی، حسین(۱۳۸۸)، رابطه یکار کودک با توسعه‌ی اجتماعی، پايان نامه‌ی کارشناسی ارشد رشته‌ی رفاه اجتماعی، گروه آموزشی مديريت رفاه اجتماعی، دانشگاه علوم بهزيستی و توانبخشی.

۴- فاضلی، محمد؛ فتاحی، سجاد؛ زنجان رفیعی، سیده نسترن(۱۳۹۲)، توسعه ی اجتماعی، شاخص ها و جایگاه ایران در جهان، فصلنامه‌ی مطالعات توسعه‌ی اجتماعی- فرهنگی، شماره‌ی۲۹ ، صص ۱۵۲-۱۱٫

۵- ضرابی، اصغر؛ اذانی، مهری(۱۳۸۰)، معنی و مفهوم توسعه پایدار در جهان صنعتی و در حال توسعه، فصلنامه ی رشد آموزش جغرافیا، شماره ۵۹، صص ۱۷-۱۰٫

۶- لشگری، محمد(۱۳۸۷)، شاخص های کمی و کیفی توسعه اجتماعی، مجله اقتصاد و جامعه، سال پنجم، شماره هفدهم و هجدهم، صص۶۲-۴۹٫

۷- یوسفی، علی(۱۳۹۴)، جامعه شناسی توسعه[مفهوم توسعه]، گروه علوم اجتماعی، دانشگاه فردوسی، مشهد، ایران.

۸- World Bank (http://www.data.world bank.org)

۹- Central Intelligence Agency (US), (https://www.cia.gov/library/publications/the-world-factbook)

پاسخ دادن

دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را وارد کنید