نپوتیسم ( واسطه گرایی ) به مثابه بدترین آفت اجتماعی

0
نپوتیسم به معنای خویش و قریب سالاریست، این مفهوم در برابر شایسته سالاری قرار دارد که به معنای ورود بهترین ها و باسوادترین ها برای اداره یک سازمان، یک نهاد و در نهایت یک کشور است. نپوتیسم به فساد می انجامد و شایسته سالاری به کارآمدی.

نپوتیسم، به جای شایسته سالاری در جامعه افغانستان نیز یکی از موانع اصلی ناکارآمدی ساختارها بوده است.
ساختار مناسب و کارگزار متخصص دو عامل اصلی در کارآمدی یک سازمان محسوب می شوند، ضعف در یک بخش، سبب ناکارآمدی و در نهایت ناکامی در بخش دیگر نیز می گردد. دقیقاً امری که جامعه افغانستان درگیر آن است، اما توقع کارآمدی از آن را دارد. چون تمرکز بر خوب بودن افراد است نه توانمند بودن آنان. در حالیکه این دو مساله از هم جداست، هر آدمی می تواند خوب باشد اما هر خوبی به معنای توانمند نیست.
خوب بودن زمانیکه با تخصص ، نحوه تفکر، قدرت تصمیم گیری، میزان آشنایی از ساختارها و قواعد همراه می شود، توانمندی ایجاد می کند و این توانمندی می تواند در قالب یک کارگزار در درون یک ساختار و سیستم، کارایی ایجاد کند.

نقطه ای مقابل شایستگی، نپوتیسم و واسطه گرایی است امری که از سالیان متمادی در مناسبات سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی افغانستان حکم فرما بوده و از این طریق ژن های خوب و بستگان مقامات عالی رتبه، همواره در یک پست قابل توجه منتقل و ابقا شده اند.
بدون شک در چنین رویکردی نسبت به کارگزار برای ساختار، احتمالاً جامعه افغانستان در رده ای نخست و عبرت انگیز برای سایر جوامع قرار داشته باشد. زیرا تنها در این جامعه است که تعدد رهبران بیش از پیروان، تعدد و اخذ درجات نظامی در حد جنرالان در کم ترین شرایط سنی و‌ بدون هیچ تجربه و فعالیت نظامی و شاید صرفاً بخاطر بازی های جنگی (کال اف دیوتی ) در منازل ، وراثتی بودن جایگاه و شان اجتماعی از خویشی به خویشی و همینطور احزاز مناصب تخصصی مشخص برای افرادی که در زمینه ای غیر آن دارای تخصص اند.
این موارد ‌و معلولات نشات گرفته از آن باعث می گردیده تا جامعه بسوی ایستایی، فساد پیشگی و اسطوره باوری جهت داده شود.

نپوتیست ها و یا همان واسطه گرایان از طریق تبلیغات عوام فریبانه و القا برخی از شاخصه های کاذب در ضمیر خودآگاه افراد این تصوّر را در ذهنیات عوام مردم ایجاد می کنند که آنان ناجیان بدون چون و چرای جامعه اند و در هر مقامی که قرار گیرند شایسته آن مقام اند.
در حالیکه منطق اینگونه بیان می دارد که در جامعه اگر امور بر حسب تخصص نباشد همه بی کار اند.
گذار از این آفت اجتماعی دشوار است اما شدنیست، ارتقای سطح آگاهی جامعه و فعالیت موثر و مستمر الیت های فعال در بین شهروندان می تواند مٌمد مناسب و کاهش دهنده ای سیر بحران اجتماعی در ساختار های مدیریتی جامعه افغانستان باشد.

پاسخ دادن

دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را وارد کنید