خیزش مردمی، فرصتی استثنایی برای ایجاد امنیت پایدار

0

آغاز روند خروج عجولانه و غیر مسئولانه نیروهای آمریکایی و همپیمانان نظامی آنان از خاک افغانستان به نوعی جان تازه ای به کالبد از هم گسیخته طالبان داد و موجب شد تا جنگجویان طالبان با عزم بیشتری وارد میدان های نبرد شوند، زیرا آنان عملا خود را پیروز میدان جنگ و میز مذاکره می پنداشتند.

این از یک سو و سوء مدیریت مسئولین حکومتی و دفاعی از سوی دیگر موجب شد تا نیروهای طالبان بتوانند در مدت کوتاهی تعداد قابل توجهی از ولسوالی ها را تصرف نمایند.

اما با افزایش سقوط ولسوالی ها و پایگاه های نظامی به دست طالبان، اتفاق جدیدی در کشور رقم خورد و آن اتفاق چیزی نبود به جز حرکت خود جوش مردم برای دفاع از جان و مال و ناموس خودشان.

بنابراین خیزش های مردمی از جای جای کشور سر برآورده و توانستند با دست های تقریبا خالی و با امکانات اندک نظامی و بدون پشتیبانی قابل توجه از سوی حکومت تعداد قابل ملاحظه ای از ولسوالی ها را آزاد ساخته و همچنین از سقوط بسیاری دیگر از مناطق به دست طالبان جلوگیری کنند.

در این میان اما نقش رهبران سیاسی و جهادی در بسیج کردن مردم غیر قابل انکار است، زیرا حضور آنان در جبهه های نبرد در لباس نظامی موجب دلگرمی و بالا رفتن روحیه هواداران آنان می شود.

در پی همین موفقیت های جنبش خیزش مردمی بود که میر رحمان رحمانی رئیس مجلس نمایندگان در نشست علنی مجلس خواستار تمویل و تجهیز نیروهای مردمی شد و از حکومت خواست تا نیروهای خیزش مردمی را در سراسر کشور تمویل و تجهیز نماید.

البته حکومت هم در این زمینه وارد عمل شد و با تمویل و تجهیز نیروهای خیزش مردمی در برخی نقاط تا حدودی توانست به خواست رئیس پارلمان پاسخ مثبتی بدهد، البته قابل ذکر است که برخی از نمایندگان درباره چگونگی تمویل و تجهیز نیروهای مردمی گله مند بوده و بر این باور هستند که دولت در این زمینه تبعیض قائل می شود و کمک ها به صورت گزینشی می باشد.

به هر ترتیب باید گفت نقش خیزش های مردمی در دفاع از تمامیت ارضی کشور و برای جلوگیری از سقوط مناطق بیشتر، نقش بسزا و مهمی است، اما اینن نگرانی در مورد آن ها وجود دارد که تمویل و تجهیز مردم در قالب گروه های مسلح و بدون هیچ نظم و سازماندهی رسمی از سوی حکومت آیا خود عامل ایجاد بی نظمی و نا امنی در کشور نمی شود؟

این نگرانی بود که از سوی نمایندگان مردم در پارلمان مطرح شد، اما این نکته را هم باید گفت که برخی از وکلای پارلمان در اظهاراتشان نسبت به خیزش های مردمی جانب عدالت و انصاف را رعایت نکردند و از این گروه های مردمی به عنوان ملیشه هایی یاد کردند که در خدمت جنگ سالاران قرار دارند.

باید گفت این نوع نگاه به حرکت مردم برای دفاع از جان و مال و ناموس خودشان، نگاهی به دور از عدالت و انصاف است، اما در مقابل برخی از وکلای پارلمان هم از این حرکت خودجوش مردمی دفاع نموده و به نقش مهم خیزش مردمی در دفع حملات طالبان و باز پس گیری مناطقی که به دست طالبان سقوط کرده اند تاکید کردند.

اما فارغ از تمام این مباحث باید دید آیا حقیقتا نیروهای خیز مردمی به عنوان یک فرصت به حساب می آیند یا تهدیدی بالقوه برای امنیت و آسایش مردم در آینده به شمار خواهند آمد؟

در پاسخ به این سوال ابتدا باید گفت، نیروهای خیزش مردمی بالفعل در حال مبارزه با طالبان هستند و تا اکنون از سوی آنان بر ضد امنیت ملی و بر علیه مردم اقدامی صورت نگرفته، زیرا این گروه ها برخواسته از میان مردم هستند.

نکته دیگر این که طالبان و تهدیدات آنان خطر بالفعل محسوب می شوند و اکنون باید با این خطر بالفعل مبارزه کرد، بنابراین دفع خطر طالبان و بازپس گیری مناطقی که به دست طالبان سقوط کرده یا در معرض سقوط قرار دارند، در اولویت قرار دارد.

نکته دیگر در مورد خیزش مردمی این است که حکومت باید از همین اکنون که مشغول تمویل و تجهیز نیروهای خیزش مردمی است، به فکر ساماندهی و سازماندهی این گروه ها نیز باشد و به نحوی این گروه ها از حالت پراکندگی و غیر رسمی بودن بیرون آورده و آنان در زیر چتر حکومت به عنوان یک گروه رسمی نظامی در کنار سایر بخش های نظامی به رسمیت بشناسد.

همزمان حکومت باید با رهبران و سران احزاب سیاسی که نقش مهمی در توسعه خیزش های مردمی در کشور دارند، تعامل لازم و سازنده داشته باشد به نحوی که بتواند از پتانسیل موجود در آن ها به نحو استفاده نموده و در عین حال از تشکیل گروه های خود مختار جلوگیری کند.

زیرا در بعضی از مناطق مشاهده شده که برخی از افراد با نفوذ که توانسته اند عده ای را در اطراف خود جمع کرده و تجهیز نمایند، به آنان دستور آتش به اختیار داده و حتی به آنان گفته اند در مقابل نیروهای حکومتی هم باید مقاومت کنند. که البته این نوع رفتارها به نوعی سوء استفاده از خیزش مردمی به حساب می آید و باید جلوی آن گرفته شود.

با نگاهی به برخی از کشورهای منطقه که شرایط مشابه با کشور افغانستان داشته اند و با گروه های تروریستی و افراطی رو به رو شده اند، به این نکته پی می بریم که استفاده صحیح و نظام مند از بسیج مردمی، مؤثرترین راه شکست دشمنان آنان به حساب می آید.

به عنوان نمونه کشور عراق که بعد از سقوط شهر موصل به دست گروه تروریستی داعش، توانست با صدور فتوای جهاد کفایی از سوی حضرت آیت ا… سید علی سیستانی و به دنبال آن تشکیل گروه «حشد الشعبی» یا همان بسیج مردمی، موصل و بسیاری از نقاط تحت سیطره داعش را آزاد کند.

البته پارلمان عراق در آن زمان با تصویب قانونی مبنی بر به رسمیت شناختن نیروهای «حشد الشعبی» به عنوان یک نیروی رسمی نظامی در ارتش عراق، توانست نقش مهمی را در سازماندهی و سامان بخشیدن به این گروه بزرگ جهادی در عراق را ایفا کند.

اکنون نیز وکلای پارلمان در مجلس نمایندگان نیز باید قانونی را مبنی بر رسمی شدن نیروهای خیزش مردمی به تصویب برساند و دولت را موظف کند تا این نیروها را به بهترین شکل ممکن ساماندهی کند تا عملا هم نیروهای خیزش مردمی در چهارچوب قانون قرار بگیرند و هم با رهبری واحد و متمرکز بر نیروهای دفاعی کشور به نحو مؤثر تری با تهدیدات دشمن مقابله لازم صورت بگیرد.

در پایان باید گفت نیروهای خیزش مردمی به دلیل مردمی بودن و از متن جامعه بودن، نه تنها تهدید به حساب نمی آید، بلکه یک فرصت بسیار مناسب جهت پر کردن خلاء نظامی موجود در کشور در پی خروج نیروهای نظامی آمریکایی و همپیمانانش محسوب می شود و اکنون این نهادهای حاکمیتی و حکومتی هستند که باید از این فرصت استثنایی بهترین استفاده را ببرند.

پاسخ دادن

دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را وارد کنید