مقصرین بحران کنونی چه کسانی هستند و راه حل چیست؟

0

کشور افغانستان در روزهای پایانی فصل بهار یک هزار و چهارصد خورشیدی شاهد اتفاقات تلخی بود، اتفاقاتی که یاد ایام جنگ های داخلی دهه هفتاد را در ذهن مردم زنده می کند.

قتل، کشتار، آوارگی، مهاجرت و ناامنی از ثمرات جنگ جاری در کشور است، جنگی که می شد از آن جلوگیری کرد و یا آن را به حداقل رساند، اما حجم بسیار بالای جنگ و خشونت در این روزها معلول چه علتی است؟

متاسفانه باید گفت، حکومت افغانستان و مسئولین امنیتی در چند ماه قبل از این، اقدامی سازمان یافته بر علیه نیروهای خیزش مردمی در سراسر افغانستان را روی دست گرفتند.

در پی این اقدام حکومت، افرادی که برای دفاع از مناطق خود سلاح به دست گرفته و تحت فرمان یک فرمانده بومی از میان خود، با طالبان می جنگیدند به نام «افراد مسلح غیر مسئول» معرفی شدند.

حکومت نیز با ساختن سناریوهای جعلی و با استفاده از جنگ رسانه ای به مقابله با این نیروها، که هدفی جز برقراری امنیت در مناطقی که در آن زندگی میکنند، نداشتند، پرداخت و به روش های مختلف با نیروهای مردمی درگیر شد.

در نتیجه این درگیری ها تعداد زیادی از مردم ملکی جان خود را از دست دادند و تعدادی هم مجروح و عده ای نیز بازداشت شدند و اخبار پیروزی حکومت بر نیروهای خیزش مردمی، از خبرگزاری ها و صفحات مجازی مرتبط با حکومت به طور هماهنگ و منظم بازتاب داده می شد.

اکنون اما بعد از خروج غیر مسئولانه نیروهای آمریکایی و همپیمانانش از خاک کشور و پیشروی طالبان در جبهه های جنگ و سقوط پی هم ولسوالی ها، حکومت دست به دامان همین نیروهای مردمی شده و اعلام نموده که از آن ها حمایت می کند.

شاید طرح این مباحث، راه حل مناسبی برای حل مشکلات امروز جامعه افغانستان، خصوصا در مورد مشکلات امنیتی موجود در کشور، نباشد، اما برای درک بهتر شرایط و مبارزه مؤثر با مشکل امنیتی موجود در کشور، باید دانست، مسببان اصلی ناامنی و افزایش جنگ در کشور چه کسانی هستند تا مردم و گروه های مؤثر جامعه، در آینده فریب دسیسه های مسببین اصلی جنگ و ناامنی در کشور را نخورده و به صورت مستقل کنترل کشور را در دست گرفته و به سوی آبادانی و اصلاح امور به پیش بروند.

به عنوان اولین مسبب مشکلات امروز افغانستان، مخصوصا در حوزه امنیتی و دفاعی باید گفت مقصر اصلی این نابسامانی ها ایالات متحده آمریکا است که بعد از بیست سال حضور مستمر نظامی در کشور، نه تنها اوضاع امنیتی کشور را بهبود نبخشید بلکه کشور افغانستان را در بدترین اوضاع امنیتی در دهه های اخیر قرار داد.

ایالات متحده آمریکا با رسمیت بخشیدن به طالبان و مجبور ساختن حکومت به رهایی بیش از پنج هزار زندانی طالب در بند حکومت و همچنین با دادن وعده های بی شمار به سران طالبان از جمله خارج کردن نام آن ها از لیست سیاه شورای امنیت سازمان ملل و وعده هایی از این قبیل، جان تازه ای به گروه تقریبا نابود شده طالبان داد و دوباره آنان را احیا کرد.

البته این، تمام خدمت آمریکا به طالبان نبود، آن ها با توافق با طالبان بر سر خروج از افغانستان و در پی آن با خروج غیر مسئولانه و عجولانه از خاک کشور، عملا میدان نبرد را به نفع طالبان رها کرده و با این کار تیر خلاصی بر پیشانی جمهوریت و حکومت مستقر در افغانستان شلیک کرد.

از سوی دیگر اما دولتمردان و سیاست مداران در داخل کشور به جای آن که به فکر اندیشیدن تدبیر برای دوران پسا آمریکا باشند به فکر ایجاد حواشی، تفرقه افکنی، فساد و پر کردن جیب خود از بیت المال بودند، به نحوی که مردم در میان فتنه هایی که هر روز از سوی سیاستمداران در کشور به پا می خواست، سر در گم و حیران گشته بودند.

در این میان دولتمردان و مخالفین آنان، زمانی چشم گشودند که طالبان را در پشت دروازه های شهر یافتند، و اکنون به فکر حمایت از یکدیگر افتاده اند و افرادی که تا دیروز به نام مسلح غیر مسئول شناخته می شدند، امروز از سوی حکومت، لقب بسیج مردمی گرفته و حکومت تصمیم به تمویل و تجهیز آنان دارد و از سوی دیگر، کسانی که مدام در حال تنش با حکومت بر سر مناصب حکومتی بودند، امروز پا به میدان نبرد گذاشته و ادعای دفاع از نظام و حکومت دارند.

بنابراین باید گفت مسبب دیگر اوضاع نابسامان کنونی در کشور، دولتردان و سران حکومتی هستند که با بی تدبیری و کم توجهی به نیاز اصلی کشور افغانستان که همان استقلال در حوزه دفاعی و امنیتی میباشد و همچنین با اطاعت پذیری محض از آمریکا در زمینه چگونگی برخورد با طالبان، موجب شدند تا امروز ما شاهد روزهای خونبار برای مردم افغانستان باشیم.

اما راه حل چیست؟

همانطور که گفته شد طرح مباحث فوق برای درک بهتر شرایط و شناخت دوست از دشمن است، اما در مقام بیان راه حل باید گفت، اگر مردم افغانستان می خواهند حکومت سیاه طالبان تکرار نشود و در عین حال به استقلال و خودکفایی دست پیدا کنند، باید بدانند که تنها راه حل مشکل موجود، مقاومت متحدانه و یکدست در مقابل دشمن است و این مقاومت باید فقط با توکل به خداوند متعال و بدون هیچگونه وابستگی به کمک های خارجی باشد.

خارجی ها در طول دو دهه گذشته در عمل ثابت کردند که هرگز دلسوز مردم افغانستان نبوده و نخواهند بود و اساسا منافع مردم افغانستان برای آنان هیچ اهمیتی ندارد، بلکه منافع خودشان است که در راس امور قرار دارد و هرگاه احساس کنند منفعتشان در خطر است، میدان را خالی میکنند، همانند چیزی که امروز ما شاهد آن هستیم.

بنابراین مردم باید در ابتدا با توکل به خدا و با ایمان راسخ با یکدیگر متحد شده و بدون توجه به تبلیغات دشمن، سلاح به دست گرفته و در کنار نیروهای قهرمان امنیتی کشور با طالبان مقابله کنند و تا پیروزی نهایی دست از نبرد بر ندارند.

و اما حکومت و دولتمردان باید با مردم صادقانه رفتار کنند و دست از رفتارهای دوگانه و بازی های سیاسی بردارند، امروز ما در شرایطی قرار داریم که هر نوع تفرقه و ناهماهنگی در جبهه جمهوریت، موجب تسلط و تقویت جبهه امارت می شود، بنابر این حکومت باید با مردم صادقانه رفتار کند و تمام تلاش خود را برای کمک به مردم و تقویت نیروهای امنیتی و دفاعی برای آزادسازی مناطقی که به دست طالبان سقوط کرده به کار گیرد.

پاسخ دادن

دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را وارد کنید