بزرگنمایی از طالبان، خواسته یا ناخواسته

0
memaarpress.com - خبرگزاري معمار وحدت

روزها و ماه های آغازین سال جدید شمسی همانطور که پیش بینی می شد، روزهای خونبار و آکنده از غم و اندوه بود، در حالی که ماه مبارک رمضان در اوایل بهار امسال واقع شده بود، اما باز هم این امر سبب کاهش خشونت ها نشد و مردم افغانستان متحمل حوادث ناگواری شدند.

اما اوج این خشونت ها و خونریزی ها در روزهای پایانی ماه مبارک رمضان بود، هنگامی که دختران بی گناه با دهان روزه از مکتب سیدالشهدا دشت برخی مرخص شده و به سوی خانه می رفتند، در این حادثه خونبار بیش از هشتاد دختر نوجوان مانند غنچه های پرپر به خاک و خون کشیده شدند.

قبل از این واقعه، حادثه ای مشابه در لوگر نیز قلب های مردم را جریحه دار کرد که در اثر آن نیز تعداد زیادی از محصلین و جوانان و نوجوانان کشور به خاک و خون کشیده شدند.

حکایت این روزهای افغانستان، حکایت جنگ قلم و مرمی شده است، و بخش اعظم انفجارات متوجه فرهنگیان، محصلین، خبرنگاران و اهالی رسانه و فرهنگ است، و این در حالی است که طبق تمام قوانین در همه دنیا این اقشار، مصئونیت سیاسی و اجتماعی دارند و هرگز نباید به این اقشار آسیب وارد شود، اما در کشور افغانستان وضع به گونه ای دیگر است، مردم در راه کسب علم و دانش به خاک و خون افتاده و جان می دهند.

جنگ و خشونت نیز در این دو ماه ابتدایی سال جدید شمسی در اوج خود می باشد و حتی آتش بس سه روزه و شکننده طالبان هم نتوانست از حجم خشونت ها بکاهد، زیرا این خود طالبان بودند که آتش بس را نقض کردند.

اکنون نیز بعد از اتمام آتش بس جنگ در سراسر افغانستان به شدت در حال وقوع است و هیچ کدام از طرفین حاضر نیستند به یکدیگر باج دهند.

در این شکی نیست که یک طرف جنگ در مقابل حکومت طالبان هستند، اما اینکه تمام انفجارها و نا امنی ها به این گروه نسبت داده می شود آیا به نفع حکومت است یا به نفع طالبان؟ این سؤال اساسی است که باید به آن پاسخ داده شود.

حکومت برای سرپوش نهادن بر ضعف نهادهای امنیتی و دفاعی، طبعا تمام نا امنی های جاری در کشور را به طالبان نسبت می دهد، در حالی که برای هیچ کدام از این ادعاهای خویش سند و مدرک محکمی ارائه نمی کند.

بسیاری از پرونده ها هستند که هنوز در ابهام کامل به سر می برند و حکومت درباره عوامل و مسببین آن هیچ اظهار نظری نکرده است و گاها این پرونده ها به صورت نامعلوم از دستور کار حکومت خارج شده و مختومه اعلام شده اند و تنها به نسبت دادن آن به گروه طالبان بسنده شده است.

اما باید دانست که نسبت دادن تمام انفجارات و ناامنی ها در سراسر کشور به منظور سرپوش گذاشتن بر ضعف های امنیتی و دفاعی یک آسیب بسیار جدی به همراه دارد و آن هم بزرگنمایی کاذبانه از این گروه نه چندان قدرتمند است.

در واقع می توان گفت که نا امنی در افغانستان یک مسئله ریشه ای است و یک سر آن قطعا به طالبان برمی گردد اما باید توجه داشت که مرتبط ساختن تمام نا امنی ها در تمام نقاط کشور به یک گروه خاص مانند طالبان یا داعش و یا هر گروه دیگر، سبب آن می شود تا آن گروه از نظر جنگ روانی و تبلیغاتی دست برتر را پیدا کند.

بنابراین در مرحله اول رسانه ها باید به این نکته توجه داشته باشند، که با نسبت دادن تمام نا امنی ها در سراسر کشور به یک گروه باعث بزرگنمایی کاذب آن گروه نشوند، و در واقع این خود به نوعی کمک به آن گروه محسوب می شود و باعث می شود در جنگ روانی و تبلیغاتی دست برتر را داشته باشند.

در عین حال مسئولیت نیروهای امنیتی و استخباراتی کشور به شدت سنگین و خطیر است، آنان باید با شناسایی دقیق عوامل نا امنی و کشتار در کشور و با اطلاع رسانی دقیق، به موقع، صادقانه و شفاف از این بزرگنمایی ها جلوگیری نمایند.

و مسئله دیگر این است که قطعا گروه هایی در افغانستان هستند که به هر نحوی به دنبال خودنمایی و ابراز وجود هستند، هرچند امکانات کافی در اختیار ندارند، اما جنگ رسانه ای و تبلیغاتی برای آنان ابزار خوبی به حساب می آید.

لذا باید هوشیار بود و خواسته یا ناخواسته دشمن را در رساندن به اهدافش یاری نداد، بناءً حکومت باید قدرت نظامی و امنیتی خویش را به حدی برساند که بتواند قبل از وقوع هر حادثه ای از آن جلوگیری نماید و در مواردی هم که حادثه ای رخ می دهد، نباید بلافاصله و بدون هیچگونه تحقیق و تفحصی آن را به یک گروه خاص نسبت داد که این خود باعث تقویت دشمن می شود.

پاسخ دادن

دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را وارد کنید