جنگ و سراب صلح در افغانستان

0
تحقق استقلال و مسیر حیات
پس از سرنگونی نظام کمونیستی توسط گروه های مجاهدین، خلای حاکمیت در سراسر جغرافیای افغانستان مسلط گردید، احزاب و جناح هایی که روزگاری در کنار یکدیگر در برابر حکومت کمونیستی می جنگیدند پس از آن رو در روی یکدیگر برای کسب قدرت برتر به ستیز برخواستند.

جنگ احزاب برای کسب قدرت تا مرز فجایع بزرگ انسانی و نسل کشی ها به پیش رفت، هیچ طرفی نه حق بود و نه باطل جنگ همه علیه همه جریان داشت و تمام این عملکرد ها با ابزار دین و عنوان جهاد علیه همدیگر استعمال می شدند. هرج و مرج داخلی ، تمامیت خواهی سران احزاب و انحرافات عمیق از منافع ملّی و ارزش های مشترک باعث ظهور گروهی بنام طالبان شد که با رویکرد جدید از اسلام و جهاد وارد عرصه شد و تمامی طرف های درگیر در داخل افغانستان را کنار زده و نظام امارت اسلامی را شکل دادند. این رژیم با حمايت کشورهای خارجی بلاخص پاکستان به وجود آمد که تا اکنون نیز از آن حمایت میکند. پس از حادثه يازدهم سپتامبر رژیم طالبان به جنگ عليه آمريکا و متحدانش حاضرشد اما دست از حمايت اسامه بن لادن برنداشت. حالا هم رهبران طالبان در کشورهاي خارجی به سر می برند و تمام تصميمات شان از خارج و با حمايت کشورهای خارجی گرفته می شود. تا هنوز نه تنها طالبان جدايی خود را از شبکه هاي تروريستي اعلام نکرده که رهبران گروه های افراطی و تروریستی همانند شبکه حقانی بارها بيعت شان را با رهبرطالبان اعلام داشته اند. ‫و اما اکنون بیش از یک دهه است که حکومت افغانستان در راستای صلح با مخالفان مسلح دولت کار می کند. به اين منظور کميسيون ها و شوراهای صلح در چوکات حکومت براي پيشبرد روند صلح تشکيل شد و امکانات بسياري را در اين زمينه به مصرف رسيد. اما اين تلاش ها و هزينه ها نه تنها تأثير قابل ملاحظه اي دربر نداشت که در عمل پروسه صلح را با پيچيدگی های بيشتری همراه نمود. ‫مشکل اين هست که مقامات حکومتی متاسفانه يا به اعماق صلح و جنگ در افغانستان پی نبرده بودند و يا آن را عامدانه به فراموشی سپرده اند. و از سویی هم پراکندگی در بین گروهک طالبان سبب تقویت این گروه و سر در گمی گروه های مذاکره کننده با این گروه گردیده است، امروز طالبان دیگر مختص به پاکستان نیست قراین نشان می‌دهد که در بین گروه طالبان شاخه هایی از طالبان مورد حمایت هند ، چین ، روسیه  نیز وجود دارد. پس از ظهور دولت اسلامی ( داعش ) در افغانستان و تقویت روز افزون شاخه خراسان این گروه تروریستی، طالبان حضور خود را در عرصه ای نظامی کم رنگ دیدند و با تعامل در بخش سیاسی وارد مذاکرات صلح با امریکا شدند. سناریو پردازان طالبان به این امر واقف بودند که رویکرد چنگ در افغانستان باید شکل جدیدی به خود گیرد، بخش سیاسی طالبان می تواند با تعامل از طریق مذاکرات صلح وارد پروسه ای قدرت حکومتی افغانستان گردد و بخش نظامی این گروه که صرفاً برنامه جنگ تا جنگ را مد نظر دارند، خواسته و یا ناخواسته پس از ادغام شاخه سیاسی طالبان با گروه هایی همچون دولت اسلامی ( داعش ) مدغم  و در میدان نبرد حاضر خواهند. عنوان مذاکرات صلح با طالبان همانطور که در (۹) دور قبلی نتیجه ای را به همراه نداشت در ادامه نیز اگر دوباره آغاز گردد، به معنای ختم جنگ و ناامنی در افغانستان نیست، کارشناسان سیاسی و امنیتی باید به علت های بنیادی بحران در افغانستان تمرکز داشته باشند و آنچه به عنوان عوامل مادر در بحران افغانستان مورد مطالعه قرار دارد، در غیر این صورت جنگ و بی ثباتی حالت غالب در معادلات سیاسی و امنیتی افغانستان خواهد بود حال یا با نام طالب و یا دیگر عناوین.

پاسخ دادن

دیدگاه خود را وارد کنید
لطفا نام خود را وارد کنید